پـایـگـاه نـشـر آثـار و انـدیـشـه هـای استـاد مـحـمـد حـسـیـن مـلـک زاده |
سروش و تروریسم کلامی
اشاره:
« نوشتاری که پس از این از نظر می گذرانید، پاره ای از کتاب « راه سوم میان تحجّر و تجدّد » از مجموعه کتاب های مکتب اعتدال می باشد که در سال 86 به وسیله استاد ملک زاده به رشته تحریر درآمده است .
با آن که هنوز اصل کتاب به چاپ نرسیده و منتشر نشده است اما از آنجا که این قسمت از کتاب مذکور در چند ماه اخیر و در پی انتشار چند نامه از جانب دکتر سروش ، بیش از پیش مصداق عینی یافته و صدق مدّعی و محتوای آن ثابت گردیده است ، جناب استاد بی مناسبت ندیدند که فعلاً و بدین وسیله همین قسمت را منتشر سازند و إن شاء الله بعداً و در زمان مقتضی ، کل کتاب را منتشر نموده ، در اختیار جامعه فرهیخته و کتابخوان بگذارند . »
اگر بخواهیم روشنفکران برآمده از دانشگاه که ضمن تأکید بسیار بر مسلمانیِ خویش ، به دین و دنیای ایرانیان در دورۀ معاصر پرداخته اند را در بازۀ زمانی پس از حکومت رضاخانی تا اواخر دهۀ هفتاد شمسی ( یعنی سال های افول ستارۀ بخت و اقبال سروش به عنوان روشنفکری در خور توجه و اثرگذار ) از نظر شهرت ، محبوبیت عمومی و تأثیرگذاری بر عاطفه و عاقلۀ اقشار مختلف ، به خصوص جوانان و دانشگاهیان ، رتبه بندی نماییم ، بی هیچ دغدغه و شائبه ای ، مرحوم شریعتی در جایگاه نخست قرار می گیرد .
گرچه در اواخر دهۀ شصت و اوائل دهۀ هفتاد شمسی ، شخصی مانند سروش نیز با یدک کشیدن عنوان روشنفکر و حتی روشنفکر دینی ، پای در رکاب کرده و بر توسن فرصت های پدید آمده در آن سال ها و در فضای فکری و فرهنگی کشور در آن زمان ، سوار شد و جلوه و جمالی یافت و هنگامه و غوغایی به پا کرد ، ولی باز هم نتوانست جایگاه و منزلت شریعتی را از نظر شاخص های پیش گفته تصاحب نماید .
جناب دکتر سروش که شاید بتوان با مسامحه و اغماض ، او را از نوادگان فکری مهندس مهدی بازرگان – و نه شریعتی – به شمار آورد ، به لحاظ شخصی ، فرد بسیار پُر مطالعه ای است و دارای ذهنی پویا و جستجوگر می باشد . آگاهی های نسبتاً فراوانی هم نسبت به دستاوردهای علمی و اندیشه های فلسفی و کلامی مغرب زمین برای خویش فراهم آورده است . با آیین نگارش ادیبانه به زبان فارسی هم آشنایی شایسته ای دارد و اشعار زیادی از مولوی را نیز از بر کرده است و ظاهراً افزون بر دارو سازی ، زبان انگلیسی را هم نیک می داند .
وقتی مارکسیست ها برو و بیایی داشتند ، به عنوان یک بچه مسلمان تحصیل کرده ، نقدهای قابل قبولی را متوجه اندیشه های مارکسیستی می ساخت .
اگر چه از نظر خلاقیت و جذابیت و شور و خروش موج آفرین ، به مرحوم شریعتی نمی رسد اما به لحاظ علمی ، در بعضی زمینه ها فاصلۀ میان او و شریعتی همچون فاصلۀ میان استاد و شاگرد است و به میزان زیادی از شریعتی ، قوی تر ، پخته تر و در بحث هایش عمیق تر است.
با این اوصاف به نظر می رسد اگر آشنایی وی با اسلام نیز از دقت و عمق کافی برخوردار بود و این چنین با فریفتگی و متعصبانه بر تعمیم تئوری های غربیان در باب دینِ مسیحیان و متون دینیِ تحریف شدۀ آنان ، بر اسلام و قرآن پای نمی فشرد ، چه بسا می توانست تعبیر روشنفکر دینی یا روشنفکر اسلامی – که به باور برخی ، اصطلاحی تهی از معنا ، پارادوکسیکال و غیر قابل تحقق است – را تحقق عینی و خارجی بخشد .
عبرت آموز آنکه از آن سو نیز علی رغم آنکه عبدالکریم سروش با مجموعۀ مقاله ها ، کتاب ها و سخنرانی هایش و موضع گیری ها و تئوری بازگردان های جنجالی اش از ظرفیت بالایی برای جذب و گردآوریِ دگراندیشان و مخالفان اندیشه های اصیل اسلامی و حوزه های علمیه ، به دور خود برخوردار بود ، ظرفیت جذبی که می توانست او را به مراتب جذاب تر و محبوب تر از همۀ دیگرانی که از سال ها پیش از او در این طریق گام برداشته بودند نماید و او را به آن آرزوی دیرینه رسانده و در جایگاه مارتین لوتر مسلمین – دست کم در محدودۀ جغرافیایی ایران – بنشاند اما لااقل با مانعیت دو نکتۀ شخصیتی و تاریخی ، وی از تحصیل چنین مقبولیت و محبوبیتی در میان آن طیف محروم ماند ...
همین مطلب در پایگاه اطلاع رسانی استاد ملک زاده
همین مطلب در وبلاگ مکتب اعتدال
استفادۀ نا بجا از « إن شاء الله »
... به خوبی به یاد دارم که در کودکی هرگاه خواسته ای از بزرگ ترها داشتیم و مصرّانه بر آن پای می فشردیم و آن خواسته به گونه ای بود که به هر دلیل آنها نمی توانستند یا نمی خواستند آن را به انجام رسانند در جوابِ پافشاری های ما و برای ساکت کردنمان می گفتند : « إن شاء الله انجام می شود » . با مرور زمان و تکرار این مسأله ، آرام آرام باوری در درون ما شکل گرفته بود که بر اساس آن هر وقت در پاسخ به درخواستمان و در مقابل اصرارهایمان گفته می شد : « إن شاء الله » بسیار ناراحت می شدیم زیرا می فهمیدیم که قرار نیست کاری انجام شود و ما یقیناً به خواسته مان نخواهیم رسید .
بعدها که کمی بر سنّ و سالم افزوده شد و با سودجستن از کوره سوادی که فراچنگ آورده بودم به صورت جدّی به مطالعه روی آوردم در ضمن کتاب ها و مقالاتی که می خواندم- بر حسب علاقه – نوشتارهایی دربارۀ الجزایر و قیام و انقلاب مردمی در آنجا را هم دنبال می نمودم . جالب آنکه در یکی از همین نوشتارها به مطلبی دربارۀ « إن شاء الله » برخورد کردم . در آن نوشتار آمده بود از آنجا که الجزایری ها پیش از کارهایشان ، إن شاء الله می گفتند ولی بعد ، آن کارها را انجام نمی دادند یا به هر حال و به هر دلیل آن کارها به انجام نمی رسید ، اشغالگران و استعمارگران اروپایی که در خاک الجزایر حضور داشتند به این نتیجه رسیده بودند که « إن شاء الله » به معنای « هرگز » است ! یعنی می پنداشتند عبارت « إن شاء الله » در زبان و فرهنگ مردم الجزایر نقش منفی کننده دارد و اگر کسی بگوید : « إن شاء الله این کار را می کنم » این جمله بدین معنا است که « هرگز این کار را نمی کنم » !
این در حالی است که با توجه به جهان بینی توحیدی و با عنایت به ابتنای نظام عالم بر توحید افعالی ، گفتن « إن شاء الله » پیش از انجام هر کاری که انسان قصد انجام آن را دارد ، به ویژه با منظور داشتِ معنا و مفهوم آن، از اوامر مهم، انسان ساز و هدایت آفرین قرآن حکیم است .
قرآن عظیم می فرماید :
« ولا تقولنّ لشیء إنّی فاعل ذلک غداً إلا أن یشاء الله » ( کهف/23 و 24 )
( و هرگز دربارۀ کاری مگو : « من فردا آن را انجام می دهم.» مگر آنکه خدا بخواهد. )
ولکن احیاناً با برخورد غلط، استفادۀ نابجا ، سوء استفاده و استفادۀ ابزاری و غیرمسؤولانه ای که به وسیلۀ بعضی ها از این عبارت شده بلایی بر سر آن آمده است که چه بسا چنین بار معنایی منفی و اثر نامناسبی را در ذهن خودی و بیگانه یافته است .
شوربختانه و دردمندانه با این واقعیت تلخ مواجهیم که – همان گونه که اشاره شد - با بسیاری دیگر از مفاهیم مترقّی و ارزشمند الهی و انسانی نیز رفتاری بهتر از این نشده و در گفتار و رفتار به گونه ای از آنها بهره برداری شده که تصویر نادرستی از بعضی از آنها در ذهن بسیاری ترسیم گردیده است تا آنجا که گاهی برخی واژگان و عباراتِ دارای مفاهیم زیبا و جاذب به عناوینی زشت و دافع در تصوّر عمومی بدل شـده اند و چه بسا نام بردن از آنها موجی از تـنـفّر و اشمـئـزاز را در وجود مسـتمعان ایجاد می کند .
عباراتی از کتاب شریف نهج البلاغه که به وسیله استاد
در کلاس شرح نهج البلاغه با موضوع
دعا و نیایش در نهج البلاغه
مورد بررسی و شرح و توضیح قرار گرفت :
غنیمت دانستن فرصت ها برای دعا
خطبه 230 : فاعملوا و العمل یرفع و التوبة تنفع و الدعاء یسمع ... (هم اکنون عمل کنید وفرصت عمل رامغتنم شمارید، که عمل به سوی خدا بالا می رود و توبه سود می بخشد و دعا شنیده می شود و آرامش برقرار است و قلم ها جاری است و در کارها پیشدستی کنید ، پیش از آنکه عمر به پایان برسد یا بیماری مانع شود یا مرگ شما را برباید.)
دعا ، کلید گنجینۀ رحمت
نامۀ 31 : ثمّ جعل فی یدیک مفاتیح خزائنه ، بما أذن لک فیه من مسألته ، فمتی شئت استفتحت بالدعاء ابواب نعمته و استمطرت شآبیب رحمته ... (خداوند ، کلید گنجینه ها (ی رحمتش) را در دستان تو قرار داده است ، که به تو اجازه داده از او درخواست کنی ، تا هرگاه بخواهی ، درهای نعمتش را با دعا بگشایی و بارش باران رحمتش را طلب نمایی . پس اگر اجابت دعایت به تأخیر افتاد ، این تأخیر تو را نا امید نسازد.)
ندا و نجوا با پروردگار شنوا
نامۀ 31 : فإذا نادیته سمع نداک ، و إذا ناجیته علم نجواک (هر گاه او را ( با صدای بلند ) ندا کنی ، ندایت را می شنود و آن گاه که با او ( به آهستگی ) نجوا نمایی ، از نجوایت آگاه است .)
دعا ، سپر بلا
حکمت 146 : و ادفعوا امواج البلاء بالدعاء (امواج بلاها را به وسیلۀ دعا ، دفع کنید .)
همه محتاج دعا
حکمت 302 : ما المبتلی الّّذی قد اشتدّ به البلاء بأحوج الی الدّعاء من المعافی الّذی لا یأمن البلاء(مبتلایی که دچار بلایی سخت شده است ، بیش از آسوده و تندرستی که ایمن از بلا نیست ، محتاج به دعا نیست .)
اخلاص در دعا
نامه 31 : اخلص فی المسـألة لربّک، فإنّ بیده العطاء و الحرمان (در سؤال و درخواست از خدا خالص باش ، چرا که بخشش یا محروم ساختن تنها به دست اوست. )
نشانی جدید پایگاه اطلاع رسانی استاد ملک زاده
پس از انتخابات ۲۲ خرداد و حوادث پیش آمده ، عزیزانی از اقشار مختلف به ویژه بسیاری از دوستان حوزوی و دانشگاهی ،با حسن ظنّی که به اینجانب داشته اند به بنده رجوع کرده و نظر این کمترین را جویا شده اند .
در پاسخ باید عرض کنم مطالب بسیاری در اینجا وجود دارد که الان زمان مناسبی برای طرح آنها نیست و در حال حاضر همه نیروهای معتقد به نظام اسلامی باید پشت سر رهبری ، در صف واحد قرار گیرند تا بدین وسیله نقشه های بدخواهان را نقش بر آب نمایند.
اما اگر بخواهم تنها به یک نکته از هزاران اشاره کرده باشم سربسته می گویم که این وقایع همچون بسیاری از وقایع دیگر در سالهای گذشته به وضوح نشان داد که آنقدر که کشور ، مردم و نظام از خودیهای فاقد بصیرت و یا به تعبیر دیگر دارای بلاهت و سفاهت سیاسی ، لطمه میخورند از دشمنان آشکار و بیگانگان آسیب نمی بینند.
لذا آنقدر که غضنفرهای حاضر در عرصه فعالیتهای سیاسی کشور ، نگرانی آفرین هستند خارجیها نگران کننده نمی باشند.
تصویری از استاد محمد حسین ملک زاده در جمع حقوقدانان عراقی
در دانشکده حقوق دانشگاه اهل البیت (ع) کشور عراق
گزارش سفر استاد به کشور عراق در چند سطر
بهار ۱۳۸۸
سفر به شهرها و مناطق مختلف در استانهای صلاح الدین ، بغداد ، کربلاء ، نجف ، بابل ، واسط و قادسیه.
زیارت حرم مطهر امیرالمؤمنین علی (ع) در نجف اشرف ، امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) در کربلای معلا ، امام کاظم (ع) و امام جواد (ع) در کاظمیه ، امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع) در سامرا ، مسلم بن عقیل (ع) و هانی بن عروه (ع) در کوفه ، امامزاده سید محمد (ع) در بلد ، نوّاب اربعه حضرت ولیّ عصر (عج) در بغداد ، مرقد امامزادگان عالیقدر و همچنین علمایی همچون سید بن طاووس (ره) ، ابن ادریس (ره) ، ابن نما (ره) و ... در حلّه و دیگر اماکن متبرکه و زیارتی در شهرهای پیش گفته و مناطق دیگر عراق و تشرف به مساجدی همچون کوفه ، سهله ، امامین جوادین (ع) ، براثا ، خلّانی و ... .
دیدار و گفتگو با شخصیت های برجسته علمی و سیاسی عراق و علما و مراجع ساکن در این کشور همچون آیات عظام سید علی سیستانی ، شیخ فیّاض ، سید سعید حکیم ، شیخ بشیر نجفی و ... .
بازدید رسمی از دانشگاه اهل البیت (ع) در شهر کربلا و دانشگاه حله در شهر حله و همچنین بازدید از بخشهای مختلف کتابخانه علامه امینی (رض) و برخی مراکز آموزشی – پژوهشی دیگر ، توأم با توضیحات مسؤولین این مراکز و برگزاری جلساتی با اساتید و مسؤولین برخی دانشگاههای کشور عراق .
شرکت در سمینار بررسی شکل نظام سیاسی در عراق که به وسیله دانشکده حقوق در دانشگاه اهل البیت (ع) کربلا برگزار شد و شرکت در مراسم بزرگداشت امام راحل (قده) در مسجد جواهری نجف .
بازدید از بعضی موزه ها و اماکن علمی – مذهبی و مدارس تاریخی بغداد ، نجف ، کربلا و ... .
شکر نعمتهای انتخاباتی !
تازه ترین اظهار نظر انتخاباتی استاد پس از بازگشت از سفر :
ما مردم ایران در همه زمانها و به خصوص در این ایام باید از صمیم قلب شکرگذار خدا باشیم به خاطر الطاف و نعمات بی پایان حضرت حق که بخشی از آن به ویژه با توجه به انتخابات پیش رو بیشتر جلوه گر شده است.
باید خدا را سپاس گوییم زیرا هم اکنون یکی از داغ ترین و شدیدترین رقابتهای سیاسی و انتخاباتی سی سال گذشته در کشورمان در حال انجام است اما در عین حال مردم در امن و امان به زندگی روزمره خود میپردازند و هیچ گونه اغتشاش یا مشکل امنیتی جدی یا خشونت سخت و فیزیکی بزرگی در سطح کشور دیده نمیشود. گر چه خشونت نرم یا لفظی کم و بیش وجود دارد که انشاءالله این هم از بین برود .
بر این اساس نباید کسانی که تحمل نقد ندارند و هر نقد و ایرادی را نسبت به خود معادل دشمنی با افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامی و زیر سؤال بردن تصمیمات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران می دانند گمان کنند آتشفشانی به نفع آنها و علیه مقامات عالیرتبه نظام به وجود آمده است و بر پایه این پندار باطل، نامه تهدید آمیز به رهبری بنویسند و برای ایشان تعیین تکلیف کنند. چون اگر چنین خشم آتشین و آتشفشانی هم واقعا وجود داشته باشد منحصر به بیت نویسنده آن نامه و بیوتات وابسته به آن است و در سطح جامعه، عین و اثری از آن دیده نمیشود.
البته از حق نگذریم نویسنده آن نامه خدمات کم نظیری به این کشور کرده و جایگاه بسیار رفیعی هم در تاریخ انقلاب دارد اما اندیشه خود معصوم انگاری- در انسانهای عادی- و خود برتر بینی تا جایی که انسان هیچ نقد و انتقادی را نسبت به خودش، عملش و اطرافیانش بر نتابد هر بزرگی را به زمین مذلت میکوبد و هر صاحب شأنی را بی قدر و منزلت میگرداند.
ما مردمان این سامان باید پروردگار خویش را شکر گوییم چرا که در انتخابات ریاست جمهوری کشورمان افرادی به عنوان نامزد معرفی شده اند که گر چه مع الاسف ممکن است در حلقه اطرافیان برخی از آنها اشخاص نا مناسبی هم به چشم بخورند اما وقتی به خود نامزدها نگاه میکنیم میبینیم هر چهار نفرشان قصد خدمت دارند و از آنجا که خود را در امر خدمت به مردم و کشور، تواناتر میدانسته اند به صحنه آمده اند لذا هیچ کدام از آنها را نمیتوان و نباید خائن دانست یا خائن نامید. در حالی که در گذشته مردم ما شخصی مانند بنی صدر را تجربه کرده اند که رسما جاسوس دشمن و خائن به مردم، کشور ، انقلاب و اسلام بود و با وجود این توانسته بود خود را تا جایگاه ریاست جمهوری بالا بکشد .
سپاس خداوند را که دوباره فضای سیاسی کشور به حالتی بازگشته است و سیاسیون به درک و بصیرتی دست یافته اند که هر چهار نامزد و طبیعتا حزب و جریانشان نسبت به عمق پایبندی و علاقمندی مردم این مرز و بوم به اصول و باورهای اسلامی توجه کامل دارند و لذا مرتّبا در تبلیغات خود و در برنامه هایی که اعلام میکنند بر جنبه های دینی و مذهبی تأکید می ورزند .
و آیا نباید خدا را شکر کنیم بدین جهت که آن قدر جایگاه کشور ما در سطح جهان بالا رفته و مسائل میهن اسلامی مان برای جهانیان اهمیت پیدا کرده که اکثر سیاستمداران و رسانه های خبری مشهور جهان و بسیاری از ساکنان کره خاکی با دقت و وسواس تمام، اخبار انتخاباتی ایران را لحظه به لحظه دنبال میکنند و حتی گاهی با ابراز احساسات شدید در برابر آن موضع – مثبت یا منفی - هم میگیرند ؛ و این در حالی است که سالهاست کشورهای محور شرارت ( آمریکا، انگلیس و اسرائیل ) و دوستان و هم پیمانانشان با تمام توان و امکان در پی منزوی ساختن و به فراموشی سپردن نام جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین الملل بوده اند .
باید خدا را شاکر باشیم که انتخاباتی آزاد، رقابتی، پرشور، بانشاط و با حضور پر رنگ و حماسی مردم داریم و به لطف خدا توانسته ایم یک قرائت و مدل موفق از مردمسالاری را با نام مردمسالاری دینی به بشریت عرضه کنیم .
و خدا را سپاس گوییم و شکر نماییم به خاطر ده ها و صدها و هزارها و بی شمار نعمت و لطف دیگری که در عرصه سیاسی و انتخاباتی به ما ارزانی داشته است .
پیش بینی - و نه پیشگویی و غیبگویی - من این است که
دکتر احمدی نژاد بالاترین رأی را می آورد
2- پیش بینی شما از نتیجه انتخابات چیست و به نظر شما کدام یک از کاندیداها رأی بیشتری خواهد آورد؟
پاسخ پرسش دوم: بررسی رفتار انتخاباتی مردم ایران در دوره های مختلف انتخابات ریاست جمهوری پس از انقلاب به خوبی نشان دهنده این واقعیت است که مردم وقتی شخصی را - به هر دلیل – به عنوان رییس جمهور برگزیدند اگر خیانت، فساد یا ضعف شدید و غیر قابل اغماضی از آن شخص برای مردم، آشکار نگردد در دوره دوم نیز حتما به او رأی می دهند.
با تحلیل و نگاهی حدّ اقلّی به کنش ها و واکنش های انتخاباتی جامعه باید بگوییم ساده ترین استدلال عموم مردم برای چنین اقدامی این است که اگر چه ممکن است در دوره نخست به دلیل احاطه کامل نداشتن شخص منتخب بر امور خرد و کلان کشور و نیز کم تجربگی وی در اداره بالاترین جایگاه اجرایی مملکت، کار او خالی از کمی ها و کاستی هایی نبوده باشد ولی پس از چهار سال تجربه اندوزی در اداره امور اجرایی کشور و در زمانی که تازه کار را به درستی یاد گرفته و تجربه و احاطه اش به شرایط نسبتا خوبی رسیده است، معقول و منطقی به نظر نمی رسد که او کنار گذاشته شده و یک فرد بی تجربه دیگر در عرصه ریاست جمهوری بر سر کار آورده شود تا حالا او هم بخواهد دوباره از اول دست به آزمون و خطا و کسب تجربه بزند.
این از یک سو و از سوی دیگر باز به روشنی می بینیم که مردمی که رییس جمهور یک دوره ای نمی خواهند و یک شخص را معمولا برای دو دوره ریاست جمهوری متوالی بر می گزینند همین مردم هیچ کسی را برای بیش از دو دوره مدیریت کلان اجرایی کشور نیز انتخاب نمی کنند و فردی که بخواهد برای بیش از دو دوره بر کرسی بالاترین مقام اجرایی کشور تکیه بزند را نمی پسندند. این دقیقا همان موضعی بود که اکثریت مردم در قبال آقای هاشمی رفسنجانی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گرفتند و اگر آقای خاتمی هم دچار این خبط می شد و برای انتخابات دهم می ماند در قبال او هم می گرفتند و چه بسا با وضع اسف انگیزی شکست می خورد.
اگر این فرضیه و تحلیل حدّ اقلّی که مبتنی بر رفتارشناسی انتخاباتی جامعه ایرانیان است درست باشد می توان پیش بینی – و نه پیش گویی و غیب گویی – کرد که در این دوره نیز جناب آقای دکتر احمدی نژاد رأی خواهد آورد.
زیرا آقایان کروبی و رضایی که هیچکدام تجربه عهده داری بالاترین مقام اجرایی کشور را ندارند.
آقای میرحسین موسوی هم سال ها پیش طعم دو دوره مدیریت خویش در بالاترین جایگاه اجرایی کشور در آن زمان را به مردم چشانده است.
لذا فقط می ماند آقای احمدی نژاد که هم سابقه ریاست جمهوری را در کارنامه خود دارد و هم این که این سابقه، هنوز از یک دوره بیشتر نشده است ؛ افزون بر آنکه مردم ما در این چند سال نیز نه تنها انحراف و فسادی از ایشان ندیده اند بلکه هر چه دیده اند کار و تلاش خستگی ناپذیر و صادقانه بوده است آن هم با صفا و یکرنگی و بدون کمترین چشمداشت اقتصادی و سهم خواهی برای خود ، خانواده و اطرافیان. طبیعتا نواقص و نقایصی هم بوده است که باید حتی المقدور مرتفع و جبران شود ؛ ان شاءالله تعالی.
ملک زاده :
هیچ کدام از کاندیداها شرایط کاملا مطلوبی ندارند لذا باید به دنبال خیرالموجودین بود نه خیر مطلق !
با توجه به نزدیک شدن به روز رأی گیری، طی تماسی با استاد ملک زاده – که برای سفری یک ماهه به کشور عراق رفته است - دو سؤال را با ایشان در میان گذاشتیم. در این پست، پرسش و پاسخ اول و ان شاءالله در پست بعدی پرسش و پاسخ دوم را ارائه می کنیم.
1- شما به چه کسی رأی می دهید؟
پاسخ پرسش اول: با وجود آنکه آقای احمدی نژاد در حال حاضر رییس جمهور کشور است ولی برخی با سوءاستفاده از قدرت و نفوذ خویش تا بدان پایه، فضا را تنگ کرده اند که بعضی از رأی دهندگان به ایشان جرأت نکنند نظر و رأی خود را علنی مطرح نمایند. همچنین بعضی از بزرگان و بزرگواران هم هستند که شاید در دل به ایشان تمایل داشته باشند، اما به دلیل موقعیت خاصشان، نام بردن و یا حمایت از فرد معیّنی را به صلاح نمی دانند و لذا رأی خود را مخفی می کنند؛ ولی این کمترین بنده خدا، نه موقعیت خاصی دارم که مانع از تعیین شخص معیّنی گردد و نه بحمدالله از کسی واهمه و هراس دارم که بخواهم دیدگاهم را پنهان کنم لذا آشکارا اعلام می کنم که انتخاب بنده ، آقای احمدی نژاد است .
ناگفته هویداست که اینجا سخن از فرد کامل و بدون عیب و نقص نیست که اگر چنین بود باید رأی سفید داده می شد زیرا هیچ کدام از این عزیزانی که خود را مطرح کرده اند خالی از ضعف و اشکال نیستند و شرایط کاملا مطلوبی ندارند لذا ما در انتخاب خود به دنبال اصلح یعنی صالح نسبی می گردیم و نه صالح مطلق؛ بر این مبنا به نظر می رسد که در شرایط حاضر ، بعدالکسر و الانکسار و بررسی همه جوانب موضوع - به ویژه با عنایت به اطرافیان تصمیم ساز و گرداننده در اطراف برخی کاندیداها که وضعیت مناسبی ندارند - در میان نامزدهای مطرح شده، شخص آقای دکتر محمود احمدی نژاد خیرالموجودین می باشد.
از آنجا که آقای ملک زاده عازم یک سفر یکماهه به کشور عراق
(جهت زیارت و برخی دیدارها ، جلسات و مراودات علمی و فرهنگی) میباشد
به همین خاطر خواهشمندیم عزیزانی که از طریق ایمیل ،
سؤالاتشان رابرای ما میفرستادند تا جوابهای استاد را در اختیارشان قرار دهیم ،
فعلا و تا پایان خردادماه (هنگام بازگشت ایشان)از این کار خودداری نمایند.
با تشکر .
علاقمندان می توانند برای مراجعه به
صفحه شخصی جناب استاد ملک زاده در پایگاه اندیشوران
از نشانی زیر استفاده کنند :
به مناسبت فرا رسیدن سی امین سالگرد شهادت
علامه عالیمقام آیة الله مرتضی مطهری (ره)
سلسله گفتارهایی از استاد ملک زاده
با موضوع سیره عملی شهید مطهری در زندگی فردی و خانوادگی
از صدای جمهوری اسلامی ایران پخش می شود.
این سلسله بحث ها از تاریخ دوازده اردیبهشت 1388 به مدت ده روز
عصرها حدود ساعت 6 پخش می گردد.
اسلام آمریکایی
یکی از تعابیری که پس از انقلاب اسلامی ، وارد فرهنگ سیاسی جمهوری اسلامی ایران و شاید حتی وارد فرهنگ لغات سیاسی جهان شد تعبیر « اسلام آمریکایی » بود .
این اصطلاح بیانگر قرائتی از اسلام است که مطابق دیدگاه های لیبرالیستی یا متناسب با امیال و اهداف امپریالیستی و استکباری تنظیم شده باشد و محرومان و پابرهنگان در آن محلی از اِعراب نداشته باشند و در آن به عوض مبارزه با پدیدۀ فقر با فقرا بی مهری می کنند ؛ اسلام اشرافیت خواهی ، رفاه زدگی و تجمّل گرایی و شکم پرستی ؛ اسلام مرفّهین بی درد ؛ اسلامی که مسلمانانش می توانند چهرۀ مسکین و یتیم و اسیر را از همان پشت در، از طریق آیفون تصویری ببینند و در را برایشان باز نکنند تا آنها هیچگاه فرصت مطرح کردن نیازشان را نیابند ؛ اسلامی که اسراف کاران و تبذیرگران را برادران شیاطین نمی داند ؛ اسلامی که در آن با مال به دست آمده از راه دزدی و رشوه خواری و گران فروشی و احتکار و رانت خواری و ... هم می توان حج – اعمّ از حَجَّة الاسلام و یا حج مستحبّی – به جای آورد ؛
اسلامی که تنها در درون مسجد و بر روی سجّاده معنا دارد نه در عرصۀ زندگی اجتماعی بشر ؛ اسلام جدایی دین از سیاست ؛ اسلام التقاط ؛ اسلامی که در آن بین «شعار» و «عمل» هیچ نسبت و رابطه ای برقرار نیست مگر بی ربطی و دوگانگی ؛ اسلامی که اخبار رسانه هایش به مصداق آیۀ شریفۀ قرآن ( إن جائکم فاسق بنبإ فتبیّنوا ... حجرات/ 6 ) تنها پس از تبیّن قابل پذیرش هستند ؛ اسلامی که ایمان به آن جنبۀ تاریخی دارد و قرآنش از سطح الهامات شاعرانه فراتر نمی رود ؛ اسلامی که می توان خود را باورمند به آن نامید و در عین حال علیه خدا راهپیمایی به راه انداخت ؛ اسلامی که در آن، فقط سخن از انتظار بشر از دین است، نه تکالیف انسان در برابر خدا ؛ اسلامی که در آن هیچ تنافی و تنافری میان « صلات » و « فحشاء و منکر » وجود ندارد ؛ اسلامی که متدیّنان به آن می توانند سازمانی با عنوان « همجنس بازان مسلمان » ( نام سازمانی در کشور آمریکا با عضویت جمعی از معتقدان به اسلام آمریکایی ! ) تأسیس نمایند ؛
اسلامی که پیروانش به رغم آنکه هر صبح و شام صدای الله اکبر گفتنشان بلند است اما هر قدرتی - به ویژه ابر قدرت های نظامی و اقتصادی در عرصۀ بین الملل – را از خدا بزرگ تر و تواناتر می انگارند و آنقدر که نسبت به آنها پرهیزگارند در برابر پروردگار عالم ، تقوا ندارند ؛ اسلامی که در آن حتی می توانی با نوع عزاداریت برای حسین (ع) ، دل یزید را شاد کنی ! ؛ اسلامی فاقد عدالت محوری و ظلم ستیزی ؛ اسلامی که اجازه می دهد بی هیچ دغدغه ، هم شریک دزد باشی و هم رفیق قافله ؛ اسلامی که میان خدا و خرما جمع می کند ؛ اسلامی که در آن همزمان هم می توان عزادار حسین (ع) بود و هم همدست یزید ؛
اسلامی که در آن ، امر به معروف و نهی از منکر اگر انجام شود فقط نسبت به امور و موارد جزئی ، سطحی و کم اهمیت انجام می شود و تازه در همان موارد هم حتی با رعایت تمامی حدود و شرایطش باز دخالت در حریم خصوصی افراد است و در نتیجه امری زشت و ناپسند تلقّی می گردد ؛ اسلامی که با جهاد رابطه ای ندارد ؛ اسلام افراط وتفریط ؛ اسلامی که همان طور که لیبرال ها معتقدند ، در آن به جای حقّ و باطل ، نفع و ضررِ شخصی، اصالت یافته باشد ؛ اسلامی که هم متجدّد مآبان آن را می پسندند و هم متحجّران ، عملاً با آن مشکل جدّی و قابل توجهی ندارند ؛ و ... .
مفهوم و اصطلاح « اسلام آمریکایی » بدان جهت مطرح شد و مورد تبیین و تأکید قرار گرفت که هشدار و بیدار باشی باشد تا هر پیام و ندایی که به نام اسلام و قرآن برخاست را نمی توان به عنوان اسلام حقیقی و یا به اصطلاح ، به عنوان « اسلام ناب » تلقّی به قبول نمود بلکه نخست باید با بررسی های ژرفکاوانه از تطابق آن پیام با حقیقت اسلام و اسلام حقیقی ، اطمینان حاصل کرد سپس بدان ندا لبیک گفته ، پاسخ مثبت داد .
برگرفته از کتاب میانه روی در جهان سیاست
از مجموعه کتاب های مکتب اعتدال
نوشته استاد محمد حسین ملک زاده
ازدواج در نهج البلاغه
چکیده ای از بحث های استاد ملک زاده
در کلاس های شرح نهج البلاغه
بخش نخست
نهج البلاغه به عنوان أخو القرآن ، یکی از منابع اصلی و متون مادر ، برای کشف دیدگاه دین مبین اسلام در مورد موضوعات مختلف می باشد . همچنین اگر شخصی به صورت خاص ، علاقمند به بررسی دیدگاههای بیان شده در کلمات امیرالمؤمنین (ع) باشد نیز یکی از بهترین منابع برای وی نهج البلاغه است .
یکی از موضوعاتی که در نهج البلاغه مطرح شده است ، ازدواج و مسائل مربوط به خانواده و زن و شوهر است. البته روشن است که کتاب شریف نهج البلاغه تنها بخش اندکی از سخنان امیرالمؤمنین علی (ع) می باشد و طبیعتا برای یافتن تصویر کاملتری از موضوع ازدواج و تشکیل خانواده از دیدگاه ایشان باید تمامی کلمات و بیانات آن امام بزرگ مورد بررسی قرار گیرد اما از آنجا که بنا داریم این بحث را بر مبنای کتاب ارزشمند نهج البلاغه دنبال کنیم لذا محور بحثمان را عباراتی از این کتاب شریف قرار می دهیم که به نوعی به موضوع بحث یعنی ازدواج مربوط می باشند .
عناوین مباحث مطرح شده در کلاس ها :
1- مقدمه
2- همسر ، بهترین دوست
3- معیارهای انتخاب
4- شناخت و چگونگی آن
5- ازدواج با مال حلال
6- فراهم آوردن زمینه ازدواج حتی برای بزهکاران
7- همسرداری
8- کوتاهی در رسیدگی به خانواده به بهانۀ زهد !
9- مشکلات تشکیل خانواده
10- درمان شهوت
11- غیرت « به جا » و « نابه جا »
12- طبیعت لطیف زنان
13- شیرینی دعواهای زن و شوهری
14- خانواده کوچک
لازم به توضیح است عناوین مطرح شده ، بر اساس عباراتی از نهج البلاغه
که مرتبط با موضوع ازدواج هستند ، انتخاب شده اند.
این بحث ادامه دارد .

به مناسبت فرا رسیدن ایـّام بیست و نهمین سالگرد شهادت آیةالله صدر
نوشته ای از استاد ملک زاده دربارۀ آن شهید والامقام را تقدیم می نماییم :
یادکردی از عالم مجاهد ، شهید صدر
متفكّر شهيد آيتالله سيد محمد باقر صدر(قدس سره)بدون ترديد يكی از نوابغ علمی و انديشمندان كم نظير تاريخ شيعه و حتی تاریخ اسلام است كه در زمانی نزديك به ما میزيست و با نگارش كتابها و طرح انديشههايی در زمينههای گوناگون علوم اسلامی، مدرسه و مكتب علمی عظيمی را بنيان نهاد و افقهای تازۀ علمی و معرفتی را به روی عالمان شيعه و همچنين انديشمندان، دانشمندان و روشنفكران بزرگ جهان اسلام گشود و طرح بحثهایی همچون نظام اقتصادی اسلام و ... را براي اولين بار در تاريخ اسلام به نام خود به ثبت رساند. و اين همه در حالی است كه وقتی پس از تحمل سختترين شكنجهها، توسط رژيم منحوس و جهنمی بعثی به شهادت رسيد عمر مباركش تنها 46 سال و يا اندكی كمتر بود. و اگر صدام معدوم در تمامی عمرش فقط و فقط همين يك جنايت را مرتكب شده بود و هيچ جرم و جنايت ديگری را در سياهه ننگين گناهان خويش نداشت باز هم به يقين میشد او را يكی از جنايتكارترين، و وحشیترين ستمگران و جلادان تاريخ به شمار آورد. زيرا او مردم همۀ جهان در حال و آيندۀ تاريخ ، خصوصاً مسلمانان و بالأخص پيروان اهلبيت (عليهمالسلام) را از وجود يكی از دانشمندان و انديشمندان سترگ طول تاريخ، محروم ساخت.
مشاهدۀ این نوشتار در خبرگزاری رسا
بعضی از اعضای جلسات مطالعات اسلامی با بهره گیری از نام کتابی از استاد ملک زاده با عنوان
وبلاگی را با همین نام و دربارۀ کتاب و کتابخوانی به راه انداخته اند.
مطالب این وبلاگ برگرفته از همین کتاب و نیز بحث های شفاهی و سخنرانی های استاد
دربارۀ کتاب و کتابخوانی می باشد.
علاقمندان به این گونه مباحث می توانند به این وبلاگ به نشانی
مراجعه نمایند .
به زودی در همین وبلاگ ، متن پرسش های دانشجویی با موضوع
مـهـدویـت
را به همراه پاسخ های استاد
قرار می دهیم .
برخی از عناوین بحث های استاد در دانشگاه های مختلف با موضوع
" مـهـدویّـت "
1- مهدویت در قرآن ؛
2- امام زمان (عج) در نهج البلاغه ؛
3- مراحل تاریخی زندگی امام زمان(عج) ؛
4- مکان و وضعیت زندگانی امام زمان (عج) در دوران غیبت ؛
5- آثار و برکات امام زمان(عج) در دوران غیبت ؛
6- ارتباط با امام زمان(عج) در دوران غیبت ؛
7- حکومت و سیاست شیعیان در دوران غیبت ؛
8- ظهور در انتظار شیعیان یا شیعیان در انتظار ظهور ؛
9- اقسام انتظار و اصناف منتظران( انواع و آثار انتظار ) ؛
10- نشانه های ظهور یا علائم آخرالزمان (جهان در آستانه ظهور ) ؛
11- دورنمایی از حکومت مهدوی ؛
12- گسترۀ عدل گستری در دکترین مهدوی ؛
13- جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) ؛
14- مهدویّت از دیدگاه فلسفۀ تاریخ ؛
15- رابطۀ بعثت ، غدیر ، عاشورا و ظهور ؛
16- حضرت مهدی (عج) از دیدگاه اهل سنّت ؛
17- حضرت مهدی (عج) از دیدگاه وهّابیّت ؛
18 - مستشرقان و مهدویّت ؛
19- منجی در ادیان و مذاهب دیگر ؛
20- غرب و ظهور منجی ؛
21- غرب و آخرالزمان ؛
22- هالیوود و مهدویّت ( به همراه نقد فیلم ) .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|